مسافرت

یک ماه بیشتر از تعطیلات تابستان نمونده.ناراحتواقعا تعطیلات به سرعت برق و باد میگذره.اما خدا رو شکر نهایت استفاده رو ازش بردم.لبخنداول اینکه امتحان زبانم رو قبول شدم و این یعنی دیگه نیاز نیست دوباره ثبت نام کنم و استرس داشته باشم و یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد.خدا رو شکر.قلب

دوم اینکه تولد بچه ها رو برگزار کردیم.چشمک تولد ماهان گلی تو خرداد بود که در اوج امتحانات من و همسری بود برای همین صبر کردیم.نیشخندتولد عرفان عسلی هم تو ماه رمضون بود اونم صبر کردیم نیشخندو تولد هر دوشون رو 23 مرداد گرفتم.تم تولدشون مینیون ها بود که سعی کردم کمبود وقت قبل رو برای بچه ها جبران کنم و حسابی برای تولدشون وقت گذاشتم و انصافا تولد قشنگی شد و خوب برگزار شد و خدا رو شکر به همه خوش گذشت.سعی کردم تزیینات کامل و جذاب باشه و در همین راستا تی شرت تم تولد هم برای جفت بچه ها سفارش دادم که خیلی خیلی قشنگ شد و دوست داشتم.کیک هم یک مینیون بامزه و خوشگل بود.تشویق

سوم اینکه رفتیم مسافرت.یک مسافرت طولانی 10 روزه.چهارشنبه 24 تیر راه افتادیم و جعه 2 مرداد خونه بودیم.تعجبتو این مدت استان گلستان و خراسان رو رفتیم .شهرهای مختلفی رو دیدیم.از بندر ترکمن با اون بازار شلوغ و اسکله طوفانی و قایق سواری تو دریای مواج گرفته تا دیدن آبشارهای کبودوال و آبشار گلستان که واقعا مسیرهاش نفس گیر و سخت بود اما ارزش دیدنش رو داشت ، جنگلهای گرگان و النگ دره ، برج طغرل البته از بیرون چون تعطیل بود .بعد از گشت و گذار تو استان گلستان راه افتادیم سمت خراسان و پابوس امام هشتم .ماچدو روز هم اونجا به زیارت مشغول بودیم و بعد راهی دیار خودمون شدیم.هم خیلی خوش گذشت و هم خیلی تو راه بودیم .البته به لطف گیم های توی ماشین بچه ها آروم بودند و واقعا همکاری کردند و از این بابت اذیت نشدیم.تولد عرفان گلی هم تو راه استان گلستان بودیم.لبخند

 

/ 0 نظر / 33 بازدید