زندگی در گذر است.

زندگی مثل برق و باد میگذره و احساس میکنم اون طور که باید ازش لذت نمی برم.حسابی درگیر درس و کار و زندگی ام.از یک ماه دیگه امتحانات پایان ترمم شروع میشه و من درگیر تهیه و تنظیم پروژه هام هستم.بچه هام هم به حال خودشون دارند بزرگ می شند.همسری هم درگیر درسهاشه و اونم یک ماه دیگه امتحاناتش شروع میشه.دو روز در هفته میرم دانشگاه و بقیه هفته اداره ام.روزهائی که میرم دانشگاه خیلی خسته میشم و بیهوش می افتم رو تخت.اما یه گروه تو وایبر تشکیل دادیم که بچه های دوران لیسانس هستند واقعا وقتی باهاشونم روحیه ام عوض میشه و سرحال میام.اتفاق خاصی تو این مدت نیفتاده اما همین که سلامتیم صدهزار مرتبه شکر.دلمون میخواد بین دو ترم من و همسری بریم مسافرت اما حالا ببینیم تا چی پیش میاد.میشه یا نه؟

/ 0 نظر / 41 بازدید