دوران امتحانات

تو این مدت دوران سختی رو برای گذروندن امتحاناتم سپری کردم.اکثر روزها بچه هام خونه مامانم بودند تا من و همسری بتونیم درس بخونیم. تا بالاخره دو روز پیش امتحاناتم تموم شد و الان دارم از دو هفته تعیلات بین ترم لذت می برم.عرفان هم همزمان با من امتحاناتش شروع و تموم شد که امسال من اصلا براش وقت نزاشتم و مامانم جبران وقت کم من رو کردند و با عرفان کار میکردند.مرسی مامان عزیزم.عرفان مشغول کلاس زبانه که step2 رو شروع کرده و کلاس سنتور هم یک ماهی هست میره و خیلی خیلی پیشرفت خوبی داره.به علت سرد شدن هوا دیگه استخر نمی ره چون دو هفته ای مریض بود و صلاح ندونستم بیشتر از این بره تا کمی هوا گرم تر بشه و ادامه بده.چون تو شنا هم پیشرفت خوبی داشت.ماهان عزیزم هم روز به روز شیطون تر میشه.خیلی مستقل شده و هر کاری رو میگه خودم میخوام انجام بدم.خودم غذا بخورم خودم بستمی بخورم خودم لباس بپوشم و ... کلا روحیاتش خیلی با عرفان فرق داره.پرستار ماهان مشکلی براش پیش اومده و تا چند ماه نمی تونه بیاد و فعلا مامانم زحمت نگهداری ماهان رو می کشند.دلم میخواد بزارمش مهد چون هم حوصله اش سر نمی ره هم چیز جدید یاد می گیره .اما به خاطر سرمای هوا میترسم هر روز مریض بشه و از بچه ها دیگه وا بگیره.حالا تا ببینم چی پیش میاد.خودش که خیلی دوست داره بره مهد همش میگه مامان من کی میرم مهد کودک؟ این دو هفته میخوام حسابی به بچه ها و زندگیم برسم و تفریح کنم.امیدوارم همینطور بشه.فعلا که دیروز همسری دستش رو با تیغ بریده و دستمون به دکتر و پانسمان بنده و حسابی داره اذیت میشه و از درد به خودش می پیچه.کاش خونوادم همیشه سلامت باشند.

/ 0 نظر / 26 بازدید